تبليغاتX
خستگیهای یک خبرنگار

خستگیهای یک خبرنگار

روزنوشته های یک خبرنگار

به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت11:48توسط جیگیل بانو | |

وقتی تنها می شوم، تنها به تو فکر می کنم
که این روزها خیال تنهایی را همیشه در سر داری
نمی دانی اینجا، درست در این شهر
خنده هایت برایم زندگی است
و همیشه بودنت، تمام زندگی
تنهاییت برای من

بخند برایم
آنقدر بلند 
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را، صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت22:33توسط جیگیل بانو | |

تا تو نگاه میکنی کار من آه کشیدن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

پ.ن.مشکل نگاه توست یا دل من؟

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت20:38توسط جیگیل بانو | |

و پدر بزرگ مرد..................

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت17:55توسط جیگیل بانو | |

دل من دست بردار دیگه بسه انتظار

دیگه هی اسمشو تو به یاد من نیار

اون دیگه نمیاد عمرتو هدر نکن

دل من دل من منو در به در نکن

دل من دیگه بسه آخه اونکه میخوای تو دیگه نمیاد

باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد

اونوقت میبینی که اونو دیگه حتی تو رو نمیخواد

دل من اینجوری آخه تنها میمونی

دل من غم تو واسه من خیلی سخته

می دونم تنهایی آخه تنهایی سخته

دل من اگه ما عشقو از سر نگیریم

یه روزی منو تو هر دو تنها میمیریم

دل من اون دیگه نمیاد

بهتره عاشق بشیم باز دوباره من و تو

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت13:11توسط جیگیل بانو | |

تو که بردی از دلم قرار من

بیا برگردو بمون کنار من

گاهی گذشته...........

شیرینتر از امروزه.

پ.ن: اصلا عاشقانه نیست.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت9:36توسط جیگیل بانو | |

تو یه روز بفهمی عفونت خون داری،تیروئیدت کم کاره، هورمون پرولاکتینت بالاست،میزان افسردگیت هم بالا رفته.همون روزم باید بری برای جراحی لثه.

کم کاری تیرویید باعث چاقی میشه.

عفونت خون میزنه چشم و چالتو کور میکنه یا یه جا دیگتو خراب میکنه.

هورمون پرولاکتین باعث میشه عصبی  و بی حوصله بشی و خلقت بیاد پایین که کمک میکنه به افسردگیت.

به این میگن بد بیاری یا انتقام خدا به خاطر تمام بدیهام؟

از مریضی خسته شدم.1 سال و نیمه دارم بخاطر افسردگیم دارو مصرف میکنم.الانم که کلی دارو بهشون اضافه شده.

خسته شدم.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت18:1توسط جیگیل بانو | |

امروز

دعا کنین برگردم به همون روزای 4 سال پیش که 45 کیلو بودم.

دیروز(4 سال پیش)

خدایا میشه از این وضعیت 45 کیلویی در بیام؟

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت20:45توسط جیگیل بانو | |

من و تو بنده ی این ما و منیم

 اما عشق یعنی باهم یکی شدن.

 چرا ما با هم یکی نمیشیم؟

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت11:10توسط جیگیل بانو | |

دیروز میخوام از نت بیام بیرون.از دنیای وب و همه چی خسته شدم.سرم درد میگیره وقتی تو نتم.به تو هم تا آخر ماه رمضون دیگه زنگ نمیزنم.شایدم دیگه نزدم زنگ اصلا.

 من:من که نت نیستم

 

 

امروز: دلم برات تنگ شده بود.خیلی دلم هواتو کرده بود

من:گفتم که من نت نیستم.

 

 

 

سیستم رو فروختم دیگه باید آویزون کافی نت ها باشم بنا بر این دیر به دیر آپ میکنم.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت15:42توسط جیگیل بانو | |