ما بیماریم.

سلام.بازم تلفنمون قطع بود .من درگیر.

نمیدونم مخابرات چه مرگشه.

من فردا میرم بیمارستان که بستری شم.

میزان افسردگی خونم زده بالا.دکترم دستور بستری داد البته به دوستان گفتم عفونت دستگاه گوارشی.اما وقتی بیاد بخونه میفهمه.فردا باید برم ژذیرش.البت انگار  تو استانی که ۱وخورده ای میلیون جمعیت داره فق۲۵ تا تخت اعصاب و روان داریم.خب شاید چند روز تو صف باشم.اما...........

من .............

بر میگردم.حالمو ازشازده کوچولو خواهرم بپرسید.

 

 

به شدت خستم.مامان داره داغونم میکنه.

دارم میمیرم.

دلم میخواد بکنم برم.

مسئله قبض تلفنه.

میگم خودم پرداخت میکنم اما بازم..........

خدایا چرا جیگیل بانو رو نمیکشی؟

میگن 10 تا یا الله بگی با 2 تا صلوات اول و آخرش و بینشم  نیت کنی هر چی بخوای بهت میده.

فکر کنم انگار باید با مرگم امتحانش کنم.

 

 

این راهپیماییها و تظاهراتها هم که.....

ما آمدیم

سلاااااااااااااااااام

اومدم.

این چند روز بازم مثل همیشه تلفنم قطع بود(به علت خرابی نمیدونم چی چیه مخابرات که یه چی پریده بود نمیدونم یا سوخته بود)

تازه خودمم از 5 شنبه تا دوشنبه به شدت مریض بودم و استراحت مطلق.

الانم که  در خدمت تونیم یکم سرگیجه و ضعف و بیحالی بر ما مستولی است.

من گفتم نمیخوام سیاسی بازی در بیارم.اصلا بدم میاد بیاین بگین این یا اون بعد میاین کامنت میزارین که...........

مامانم این بار حالش بده ممکنه زیر تیغ جراحی بره و یه عمل سنگین که حداقل 3ماه بعدش استراحت مطلق میخواد انجام بده. باز هم نیازمند دعاهای شما هستم.

این چند وقته قبض تلفن هم اومد 800/92 یعنی رندش کنی همون 100 تومن خودمونه دیگه.

وقتی دیدم باور نکردم چون حدود یه ماهی تو این دو ماهه اینترنت نداشتم.منم همه ی هزینه هام اینترنت بود اما وقتی پرینت گرفتیم دیدم حداقل 82 هزار تونش تلفنای منه.

واسه اولای عید که کلی بهم ریخته بودم و کلی با انواع و اقسام موجودات .... تلفنی حرف میزدم هر کدوم هم یه ساعت یه ساعت و نیم.همه هم نصفه شب.همه هم موبایل و 99 درصد ایرانسل.

حالا موندم مثل خر تو گل که چکار کنم.گردن بگیرم باید توضیح بدم اینا کی هستن.نگیرم .... نمیدونم.

هنوزم نمیتونم نظر بزارم بابت همون مشکل قبلی.

ای دی اس الم هم وصل نشده.

همچنان هم که بازار انتخابات داغه و هر وبلاگی سر میزنی تنها موضوع انتخاباته.حالم دیگه بهم میخوره.کی میشه این 22 هم تموم شه بره پی کارش البته ترکش هاش تا یه هفته و یه ماه بعدش هست اما بازم ......

فعلا بای چون نمیتونم بیش تر از این دیگه بشینم.

یه وبلاگی هست بهتون معرفی میکنم.من که خیلی دوسش دارم.هر چند خیلی بیتربیتی و سیاهه اما خب

دوسش دارم علی و سمیرا که ایدز دارن

ظرفیت

آقا ملت چقدر بی ظرفیت شدن.

امشب داشتم با دو نفر که فکر میکردم انتهای ظرفیت و جنبه هستن چت میکردم.

هر دوشون طرفدار شیخ سبز پوش بودن.تا فهمیدن من طرفدار احمدی نژادم بای دادن رفتن.

آخه یعنی چیییییییییی؟

بابا ما ادمیم میخوایم دو کلمه بچتیم.حالا درست که در دو جبهه ی مخالفیم اما چت که میشه کرد؟

 

مشکل بزرگ

همچنان در پاسخگویی به نظرات عدیده ی این یکی دو پست آخر دچار مشکلیم.نه که خدای نکرده نخواهیم جواب بدهیم.میخواهیم اما این قسمت نظرات باز نمیشود باز هم که میشود ثبت نمیشود.

ما از طرف بلاگفا از همه ی عزیزانی که قدم رنجه میفرمایند عذر میخواهیم.تصمیم داریم یک خط فقط یک خط نه بیشتر) ای دی اس ال بگیریم.فکر میکنیم بعدش دیگر مشکلاتمان حل شود به حمد و ستایش خدا.

حالا شما که آشنایید میدانید ما از این گنده دماغ ها نیستیم.لطفا به آنهایی که تازه واردند از طرف ما سلام برسانید(یعنی برین بهشون بگین از طرف من)

چند روز نوشت2

بازم چند روزی میشه که چیزی ننوشتم.این بار هم دلیل دارم.

یک کامپیوتر محترم ویروسی شدن و مجبور شدیم ببریمشون بیمارستان.

دو خونه هم که آوردیمش خط تلفنمون قطع شد

الانم که دارم مینویسم تلفن قطعه اما امید که هست.یه روزی که وصل میشه.

از اون حالت عصبی جمعه در اومدم.گور سر پیمان که اونقدر ناکث بود که منو ...

بیخیال.

دوست داشتم یه پست شاد بنویسم.اما نمیدونم چی بنویسم.به یکی گفته بودم نفرین نامه مینویسم که اونم الان حس خوبی دارم که نمیخوام با ناله و نفرین خرابش کنم.

از انتخابات هم دوست ندارم بنویسم.

از چی پس باید نوشت؟

هیچی.

این پست صرفا جهت خالی نبودن عریضه و جلوگیری از هرگونه بادخوردگی پشت نویسنده زده شد و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد.

(نه که هر چی بگیم ممکنه در دادگاه علیه خودمون استفاه بشه)

......................................................................................................................

امروز جمعه اول خرداده.

دیشب چهلم شوهر عمم بود.

امروز پیمان دوباره زنگ زد اما من چون بیمارستانم (!!!!)جوابشو ندادم.قصد ندارم جواب تلفنشو بدم.

و اینکه دیشب خرج و مخارج شب چهلم شوهر عمه رو بابا داد و مامان نمی دونست و قشقرق به پا شد.

یعنی قبلا خودش به بابا گفته بود که یه کمکی بکنه.بابا هم 30 کیلو برنج داد.اما خب یادش رفت که بگه .بعدا هم 40 تومن پول داد به عمم که اونم نگفته بود.دیروز که مامانه میره میبینه همه میگن آره میلیونرین شما دیگه و از این حرفا.از دهن زن عموم هم میشنوه که بابا تمام خرج رو داده آتیش میگیره و میاد خونه.امروز ظهر هم دعوا بود به مدت یک ساعت که تو چرا نگفتی و من گفتم تو یادت نیست و اونقدر حرف و غر زدی که یادم رفت بگم.

خلاصه.

هنوزم تلفن وصل نشده.با 117 هم که تماس میگیریم میگن داخلیه.به هر حال الان که نمیتونم بگم دعا کنین.(چون وقتی این پست رو میزارم تلفن وصل شده و  از خونه کانکت میشم)

حالم خوبه.

......................................................................................................................

دوشنبه 4 خرداد.

همچنان تلفن وصل نیست و من ..... میاد اگه برم کافی نت و کامنتامو بخونم و جواب بدم.

امروز محسن رضایی گرگان بود.ازش خوشم نمیاد.

دارم پشیمون میشم از طرفداریهایی که از احمدی نژاد میکردم.اما همچنان کاندیدای بهتری پیدا نکردم.از کاندیداهایی که روششون تخریبیه خوشم نمیاد (به صورت خاص میر حسین موسوی)

از محسن رضایی و کروبی هم خوشم نمیاد.انگار همون احمدی نژاد خودمو عشقه.

...........................................

بالاخره تلفن وصل شد و ما به دنیای نت بازگشتیم

ورود خود را خوش آمد میگوییم.

.............................

نمیدونم چه جوریه اما نمیتونم نظری برای کسی برارم.به همتون سر زدم اما صفحه نظرات باز نمیشه.فردا بار تلاش میکنم.