امروز یه روز برای زندگیه. باید زندگی کرد و زنده موند.

خیلی وقت پیش یه sms  اومده بود برام که جالب بود:اگر چه شاید زندگی اون جشنی نیست که تو میخوای..اما حالا که دعوت شدی تا میتونی زیبا برقص.

اونقدر زیبا که وقتی مهمونی رو ترک کردی به یاد همه بمونی،اگه خودت هم نموندی یاد رقصت بمونه.حالا هر مدلی میخواد باشه،ترکی،عربی،بابا کرم،هندی،تانگو،تاوسا،عربی،تکنو،mc و......هرچی فقط آزاد باش .

حقیقت اینه که خود من داشتم از سر کوچه رد میشدم .دیدم شلوغ پلوغه. اومدم و دیدم جشنه.چیزی نبود که من میخواستم.لباس مناسب نداشتم.بی آرایشو بزک دوزک.نشستم و تمام مدت غر زدم.از همه چی ایراد گرفتم غافل از اینکه خودم اومدم.خودم خواستم و خود کرده را تدبیر نیست.اگر هم رقصیدم نا ساز بود.عربی درخواست میکردم و ترکی میرقصیدم و غر میزدم بلد نیستن بزنن.

اما الان دیگه از این همه بی برنامگی خستم.میخوام ریتمیک برقصم تا تو خاطره ها بمونم.میدونم که میتونم.

من تواناییهای زیادی دارم.نه اینکه خودم بگم و نه اینکه اعتماد به نفس کاذب داشته باشم. نه.اینو نتیجه ی تست های مختلف استعداد سنجی و رغبت سنجی و ...... نشون میده.من جزو اون دسته از آدمام که دست به هر کاری بزنن به شرط پشتکار و علاقه میتونن موفق باشن.

پس با اینهمه توانایی و استعدا چرا زیبا نرقصم؟

چرا منتظر باشم که یکی دیگه باهام همراهی کنه و اگه نکرد نباشم.من خودم تأیین میکنم که کی و کجا و با کی برقصم. الان هم دارم بدون پارتنر میرقصم.

تازه اولشه ببینین بعد چه میکنم. میدونم که میتونم تو ذهن ها بمونم. تصمیم دارم بمونم اما نه بخاطر رقصهای جلف بلکه بخاطر زیباترین رقصها.البته با کمک خدا

پیش تر می آیم نزدیک تر شانه به شانه ات به زیر چتر زیر باران نم نم بهار ... ترس از خیس شدن بهانه است