پرتقال سفید
امروزهیچ اتفاق خاصی نیفتاد اما دیروز برام یه روز پر کار بود.
دو تا جلسه داشتم یکی صبح تو بازرگانی یکی بعد از ظهر تو تربیت بدنی.
جلسه صبح در مورد نمایشگاههای نوروزی و اینکه گفتن 1800 تن پرتقال و 650 تن سیب ذخیره شده تا برای دم عید و عید قیمتها رو کنترل کنن.تو بازار با یه پرچم یا تابلو مشخص میکنن که مثلا این مغازه اقدام به فروش سیب و پرتقال با نرخ مصوب میکنه. میوه ها رو تو سبد های سفید 6 تا 8 کیلویی میزارن واسه فروش که مشخص بشه. به نظر اقدام خوبی میاد.
تربیت بدنی هم انتخابات رئیس هیئت نجات غریق استان بود.
امروز هم که وفات پیامبر بود و شهادت امام حسن و از کار خبری نیست.
اما کاری که کردم این بود که ح..... اون عاشق قدیمی رو بدجور سوزوندم که دیگه دم پرم نباشه. خدایی دیگه حوصله هیشکیو ندارم حتی خودم. دیگه عشق و عاشقی پیشکشم.
آشوب را در چشمم بخوان و طغیان را در افکارم،
مرا گر به انتظار تایید دیده ای، چشمانت را بیشتر باز کن!
شریعتی میگه:
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
با این اوصاف دیگه میخوام چکار عشقو ، میخوام چکار دوست داشتنو، میخوام چکار زندگیو .
اه حالم از خودم باز داره بهم میخوره.