و عشق صدای فاصله هاست
هنوز بوی سیگارت و روی لباسم حس میکنم
و داغی لبات و روی لبام
و هرم داغ نفسات و کنار گوشم
و فشار دستات دور کمرم
این آخرین باریه که حس میکنم همه ی اینها رو با هم
از این به بعد یه نفر دیگس که زیر گوشت نفس بکشه
یه نفر دیگس که زیر فشار دندونات آه میکشه
و یه نفر دیگس که دوستت داره
عزیزم عشقت مبارک.
می دونی چیه؟ فرق ما تو تعریفمون از همیشه بود که حالا اینهمه از هم دوریم!
می گفتی همیشه با منی...
می گفتم همیشه با توام...
یه روز ازت پرسیدم:
"اگه یه بچه ی کوچولو ازت بپرسه:
همیشه یعنی چی؟
بهش چی می گی؟"
گفتی:
" می گم یعنی تو هر لحظه...
تمام لحظه ها!
گفتم:
" اما من می گم همیشه یعنی تا آخر... یعنی...
همیشه یعنی همیشه...
هیچ وقت تموم نمی شه!"
گفتی:
" اوه!حالا کی ازت همچین سوالی پرسیده؟"
خندیدم و گفتم:
" نوه عموم!"
تو تو هر لحظه باهام بودی...
تمام لحظه ها!
اما فقط تا وقتی که بودی!
من تا آخر باهاتم...
همیشه...
هیچ وقت تموم نمی شه!
می خوام یه اعتراف تلخ بکنم:
اون بچه ی کوچولو دلم بود...
چه کسی خواهد دید؟
مردنم را بی تو .........
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت؟
آن زمان که ، خبر مرگ مرا می شنوی
روی خندان تو را . کاشکی می دیدم
خالی از لطف نباید باشد...........
شانه بالا زدنت را بی قید
وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد.................
و تکان دادن سر......
نه به افسوس که حیف ...
نیشخندی برلب !
نوشخندی در دل .
چه کسی خواهد دید ؟
که دل از دست تو خاکستر شد ...!!!
چه کسی باور کرد ؟
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد......!
میتوانی تو به من .
زندگانی بخشی
یا یگیری از من .
آنچه را میبخشی.........
***********