دل شوره دارم.اما نمی دونم چرا.فکرم مشغوله اما نمیدونم به چی.

دلم یه جوریه اما نمیدونم چرا.فکرم پره اما نمیدونم از چی

دلم یه ریزه احساس میخواد.فکرم یه ذره آرامش.

ذهنم میخواد نفس بکشه.وجودم میخواد پر بکشه.

دلم هوای یه آدم قوی و با نفوذ و داره.

دلم خالیه

دلم تنگ

دلم دلش گریه میخواد

دلم توجه میخواد

دلم میخواد این جسم نبود تا اگه کسی هم بود واسه خودمن بود.

دلم از دنیا گرفته دلم تنگ است

روحمان سراغي از ما نميگيرد

فقط اين جسم خراب است که يا ميخواهد هرزه شويم يا گرسنگي اش را بر طرف کنيم

و اینکه

 

 

  ...

   خوش فرم بود

            و زیبا

    آنقدر کشیدَمَش که اصلا" شبیه آن وقت ها نیست ... دِ فُرمه شده !!!

                                   اما  باز هم باید کشید ...

                         انتظار را

 

 ودر آخر

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

                                   همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

                                  شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :

از این عشق حذز کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

"حذر از عشق؟" ندانم

نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....

   بی تو اما   

به چه حالی من از آن کوچه گذشتم؟

 

 فریدون مشیری.البته کامل نیست اما....

کاچی به از هیچی