دو سه روزی هست هیچ پستی نزاشتم.

دست و دلم به نوشتن نمی رفت.هیچ کس هم نپرسید چرا؟

خیلی دلم میخواست یکی بیاد بپرسه چرا نمی نویسی.

الان دیگه نپرسین چون جواب نمیدم.

دیروز سوم شوهر عمم بود.

نه به این دلیل نبود که نمی نوشتم.

تو مراسمای ختم و سوم و تشیع جنازه و کلا مراسمات عزا دلم بد جوری میگیره .نه بخاطر صاحب عزا  و نه بخاطر آدمی که مرده.نمی دونم برای چی.

دیروز گریم هم نگرفت.دیگه تو این مراسما گریم نمیگیره.آخرین باری که یه دل سیر گریه کردم تو مراسم دایی خدا بیامرزم بود که تقریبا 2 سال پیش بود.

بگذریم.

امروزم نمیدونم چی بنویسم.

فقط میدونم که ذهنم خالی شده و دیگه چیزی برای نوشتن نمیاد.شاید چند وقتی آپ نکردم.اگه دلتون خواست کامنت بزارین حتما جواب میدم.

پ.ن1  حالم خوبه

پ.ن2  ابراز نگرانی نکنین

پ.ن3 فقط نمیتونم بنویسم همین.

پ.ن4 واقعا بهم برخورد کسی نپرسید چرا؟